الملا فتح الله الكاشاني

409

تفسير كبير منهج الصادقين في الزام المخالفين ( فارسي )

آنست كه تو مال نداشتى تا صرف انفاق من كنى بلكه بنى اسرائيل را بنده گرفتى و مال ايشان را بستدى و مرا به آن پروردى و چون تربيت من از مال غير بوده پس چه نوع منت داشته باشى بر من و از فرا نقلست كه غرض موسى از اين تصديق قول فرعونست يعنى آن نعمتى كه تو بر من منت مينهى آنست كه بنى اسرائيل را به بندگى گرفتى و مرا بفرزندى و نزد جبائى معنى آنست كه ترا بر من نعمتى نيست زيرا كه متولى تربيت من مادر من بود و غير او از بنى اسرائيل بامر تو در وقتى كه ايشان را ببندگى گرفتى نه آنكه خود بتربيت من قيام نمودى تا ترا بر من حق نعمت بوده باشد فكانه قيل انك تمن على بان استعبدت على بنى اسرائيل حتى ربونى و حفظونى و بدانكه على ان عبدت در محل رفع است بر آنكه خبر مبتدا محذوفست و يا بدلست از نعمت و يا جر است باضمار به او يا نصب است بحذف به او نزد بعضى مشار اليه تلك خصلت شيعه است و ان عبدت عطف بيان آن و معنى اينكه تعبدك بنى اسرائيل نعمة تمنها على و توحيد خطاب در تمنها و جمع آن در ما قبل كه ان ففررت منكم لما خفتكم است به جهت آنست كه منت تربيت مخصوص است بفرعون اما خوف و فرار از آواز ملاء او بود القصه چون فرعون جواب آنچه به آن طعن موسى مينمود در نبوت وى بشنيد و دانست كه اعتراضى و قدحى كه معقول باشد بر دعوى رسالت او نمىتواند كرد ابتداء باستفسار از حقيقت و ماهية مرسل نمود * ( قالَ فِرْعَوْنُ ) * گفت فرعون * ( وَما رَبُّ الْعالَمِينَ ) * و چيست پروردگار عالميان كه تو دعوى مىكنى كه نَّا رَسُولُ رَبِّ الْعالَمِينَ يعنى حقيقت و ماهيت او چه چيز است و چون حقيقت و ذات واجب بر هيچ كس معلوم نيست از اينجهت موسى جواب از آن نداده تعريف او سبحانه نموده باظهر خواص و آثار قدرت و حكمت او در جواب فرعون * ( قالَ ) * گفت كه پروردگار عالميان * ( رَبُّ السَّماواتِ وَالأَرْضِ ) * آفريدگار آسمانها و زمينها است * ( وَما بَيْنَهُمَا ) * و آنچه در ميان آنها است از حيوانات و جمادات * ( إِنْ كُنْتُمْ ) * اگر هستيد شما * ( مُوقِنِينَ ) * بيگمانان به آنكه پروردگار بايد كه به اين صفت باشد و يا اگر بيقين علم باشيا پيدا كرده‌ايد و تحقيق آن نموده‌ايد هر آينه ميداند كه اين اجرام محسوسه ميكنند به جهت تغير و تبديل احوال آنها پس البته آنها را مبدئى و موجدى خواهد بود كه واجب الوجود لذاته باشد و اين مبدء مبدء جميع ممكنات محسوسه و غير محسوسه باشد و اگر نه تعداد واجب لازم آيد و يا استغناى بعضى ممكنات از او و اين هر دو باطلند و ممكن نيست تعريف اينواجب الا بلوازم خارجيه او به جهت امتناع تعريف بنفسه و بما هو داخل فيه بسبب استحالهء تركب در ذات او پس به نظر صحيح در خواص و آثار او معرفت او حاصل كنيد و گويند فرعون سؤال بما كرد به جهت آنكه اعتقاد كرده بود كه معبودانى كه غير از او باشند جمادات خواهند بود پس